الشيخ محمد علي الگرامي
28
استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى )
رجعتم » مىآورد نه « فاذا اطمأننتم » پس از همين جا پى مىبريم كه « فاذا اطمأننتم » قطعاً در مقابل « ان خفتم » است و مراد از آن بر طرف شدن خوف است نه بازگشت از « ضرب فى الارض » . 4 - سؤال مىكنيم كه آيا اطمينان و آرامشى كه پس از بر طرف شدن خوف به وجود مىآيد ، اطمينان نيست ؟ ! ! بسيار واضح و روشن است كه انسان دو حالت دارد : يا حالت خوف و يا حالت عدم خوف . اگر حالت عدم خوف داشته باشد همان حالت آرامش و اطمينان است و بالاخره اينكه پس از هر خوفى ، آرامشى است و در نتيجه بسيار روشن است كه « فاذا اطمأننتم » به معناى حصول آرامش و اطمينان پس از خوفهاى ذكر شده در آيات 101 و 102 سوره نساء است . 5 - بسيار واضح و روشن است كه صرف « ضرب فى الارض » سبب عدم آرامش و اطمينان نمىگردد بلكه چه بسا خود ، سبب حصول آرامش و اطمينان بيشتر گردد پس « فاذا اطمأننتم » نمىتواند در مقابل « اذا ضربتم فى الارض » باشد . 6 - در زبان فارسى هم اطمينان و آرامش پس از خوف وجود دارد و گفته مىشود مثلًا مىگوئيم : « در مسافرت كه بودم دزدان به كاروان ما حمله نمودند اما من خود را از آنان مخفى نمودم سپس هنگامى كه مطمئن شدم . . . » . خامساً غالبى بودن « ان خفتم » نياز به دليل و قرينه دارد و به عبارت ديگر ما هيچ دليل و قرينهاى نه در سياق اين آيات و نه در كل قرآن كريم نداريم كه از او بشود استفاده نمود كه « ان خفتم » شرط اصلى قصر صلاه است و لااقل