الشيخ محمد علي الگرامي
26
استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى )
نموديم و گفته شد كه ظرف غالبى بوده و مقدمه حصول خوف است . ثانياً با ملاحظه سياق آيات 101 و 102 و 103 سوره مباركه نساء معلوم مىشود كه محصور بحث حالت خوف است و در نتيجه معلوم مىشود كه در اين آيات ، خوف ، محور اصلى است و در نتيجه در آيه 101 سوره نساء - يعنى آيه قصر - خوف شرط اصلى است و خوف در اين آيه شريفه اصالت دارد . ثالثاً در آيه 102 سوره نساء آمده است كه « و اذا كنت فيهم فاقمت لهم الصلاه فلتقم طائفه منهم معك » و اين آيه شريفه على الظاهر مسوقة لبيان كيفيه صلاه الخوف مع عدم التعرض فيها له و انما فهم ذلك من ارجاع الضمير الى المذكورين فى آيه القصر فيستكشف من ذلك ان موضوع الحكم لشرعية القصر هم الخائفون من العدو . رابعاً در آيه 103 سوره مباركه نساء آمده است : « فاذا اطمأنتم فاقيموا الصلاه » و « فاذا اطمأننتم » در اين آيه شريفه ، در مقابل « ان خفتم » در آيه 101 سوره نساء يعنى آيه قصر مىباشد همچنانكه « فاقيموا الصلاة » در اين آيه شريفه در مقابل « ان تقصروا من الصلاة » در آيه قصر مىباشد . نتيجه اينكه معناى آيه شريفه كه مىفرمايد « فاذا اطماننتم فاقيموا الصلاه » اين است كه با بر طرف شدن خوف ، ديگر قصر از صلاه نكنيد . و بالاخره اينكه امر بين وجود يا عدم وجود خوف دوران دارد كه اگر خوف وجود دارد بر طبق دلالت آيه قصر ، حكم آن قصر از صلاه است و اگر خوف وجود ندارد ، بر طبق دلالت آيه 103 سوره نساء ، حكم آن عدم قصر از صلاه است . اگر گفته شود كه « فاذا اطمأننتم » در آيه 103 سوره نساء در مقابل « اذا