الشيخ محمد علي الگرامي
215
استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى )
جامعه اسلامى و در حالى كه فضاى اسلامى حاكم است زيبنده است كه چنين مادهاى ( ماده 226 ) در قانون مجازات اسلامى باشد : " قتل نفس در صورتى موجب قصاص است كه مقتول شرعاً مستحق كشتن نباشد و اگر مستحق قتل باشد ، قاتل بايد استحقاق قتل او را طبق موازين در دادگاه ثابت كند " ؟ ؟ مرورى دوباره بر اين ماده و ماده 220 ، كه فرزندكشى را با تأسف طى سالهاى گذشته رواج داده است ، به يقين بايد روح جامعه حقوقى - حوزوى را به خود مشغول كند . مگر نه اينكه با درايت رياست قوه قضائيه و مجلس و موافقت رهبرى ديه اقليتهاى دينى ايرانى با مسلمانان مساوى اعلام شد و صدر ماده 297 قانون مجازات اسلامى كه فقط از " ديه مردم مسلمان " ياد مىكند تغيير نكرد ؟ ناسخ و منسوخ در قرآن نشانه تكامل در مسايل دينى است و " اليوم اكملت لكم دينكم " نشانه جستجوگرى حضرت رسول صلى الله عليه و آله در انتخاب بهترين راه براى مسلمانان است . ممكن است گفته شود كه به استناد همين آيه ، ديگر دين كامل شده است و بشر حق تعليم تعاليم الهى را ندارد . بلكه مىگويم بر عكس ، مگر ميرزاى شيرازى از همين واژه كليدى " اليوم " براى تحريم تنباكو و دميدن در صور اسرافيل براى جامعه خفته ايرانى استفاده نكرد تا رستاخير مشروطه ر ابه فرياد آورد ؟ اما " فردا " واژه " اليوم " را حذف كرد و استعمال دخانيات بعد از رفع ممنوعيت استعمال آن ، محاربه با امام زمان تلقى نگرديد . يا ماده 261 مقرر مىدارد : " اولياء دم كه قصاص و عفو در اختيار آنهاست . . . مگر شوهر يا زن كه در قصاص و عفو و اجرا اختيارى ندارند . "