الشيخ محمد علي الگرامي

150

استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى )

ابراهيم آمده است ، البته شيطان به صورت انسانى مجسم شده است و در حال ايستاده ، رمى ابراهيم حتماً به قامت او بوده نه به كف پاى شيطان است ، و عمود بمنزله مجمسه قامت شيطان است ، رمى به عمود مسلماً رمى همان محل قامت است . رمى زمين بمنزله رمى كف پاى شيطان است ، كه مسلماً متعارف نبوده يا غيرممكن بوده است . 3 - اگر بناست منحدر را هم مجتمع بدانيم چه دليلى به انحصار به حوضچه داريم ؟ چرا وسيعتر نباشد ؟ 4 - زدن عمود خيلى راحت از حوضچه است براى مردم عقب‌تر از دائره اول و دوم جمعيت ، و براى جلوترها از خطر كمترى برخوردار مىباشد ، وقتى مىخواهند به زمين حوضچه يعنى منحدرالحصى بزنند بايد هدف نشانه سنگ ، زمين باشد كه پائين است و خطر اصابت براى مردم بيشتر است ، البته اين دليل فقهى نيست ليكن چون در بيانات معظم له اشاره به مجروح شدن مردم بود خواستم اين را هم عرض كرده باشم . 5 - اگر تاريخ ستون به زمان برخى از امامان معصوم « 1 » برگردد سكوت آن بزرگان هم دليل بر كفايت رمى عمود است چنان كه عدم تعارف زدن زمين كه به زحمت بايد از بالاى سر صفهاى جلو نشانه‌گيرى شود موجب مىشود كه بگوييم اگر رمى زمين مجزى بود بايد در روايات ذكر شده باشد . خواهيد گفت : همواره تلى از سنگ آنجا هست و همان تل را مىزنند نه زمين را ، ليكن همان تل سنگ هم پائين است بر خلاف ستون ، و هميشه

--> ( 1 ) - / چنان كه سكوت جميع علماء اعصار در برابر عمل رمى ستون ، عقلائيّاً كاشف از اجزاء آن مىباشد . لازمه فرمايش معظم له عدم اجزا مىباشد .