السيد عز الدين الحسيني الزنجاني

17

تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى )

3 . اسماء و صفات الهى در دعاها : اسامى و صفات پروردگار در دعاها نيز آمده است ؛ مانند « يارحيم » ، « يا كريم » و . . . . اين‌ها اوصاف مناسب ذات اقدس الهى بوده و دعاهاى ما سرشار از آنهاست ؛ مانند دعاى « جوشن كبير » كه داراى صد فصل است و هر فصل آن از اسماى حُسناى الهى تشكيل شده ؛ يعنى صفات جلال و جمال ذات حق را شرح داده است . حال مىگوييم « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » يعنى كارهاى خودمان را به نام خدا آغاز مىكنيم . هدفِ اسلام و قرآن اين است كه انسان در هرحال خود را وابستهء به خدا بداند و هيچ نيرو و قدرتى براى خود نبيند ، بلكه همه را از خدا بداند ، هميشه در حال خضوع و خشوع باشد مىگويد : من كارها را وابسته به نام خدا مىكنم ؛ يعنى به رحمان ، قدّوس ، رحيم و . . . پس بايد كارهاى ما به خدا ، به صفات جلال و كمالش متّكى باشد . اشكال اسم عبارت است از : مقولهء لفظى كه آن را در مقابل ذوات وضع كرده‌اند ، پس ما خود و كارهاىمان را وابسته به اين الفاظ كرديم ، در حالى كه مىخواستيم خود را به ذات خداوند و صفات جمال و كمال او وابسته كنيم . اين يك حقيقت قرآنى است . دربارهء « ذكر » نيز همين گونه است . قرآن كريم مىفرمايد : « واذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ ؛ « 1 » ذكر كن نام خدا را . » يعنى بگو : يا رحمان ، يا رحيم و . . . و يك بار ديگر مىگويد : « وَاذكُرْ رَبَّكَ ؛ « 2 » خدا را ذكر كن » . در اين‌جا ديگر صحبت از اسم نيست ؛ خدا را به ياد آور و از او غفلت نكن ، در آيهء اوّل مىفرمايد : غفلت نكن از اسم خدا ( از الفاظى مانندِ رحيم ، رحمان و غفّار ) . در جاى ديگر مىفرمايد : « سَبِّحِ اسْمَ رَبِّك الأَعْلى « 3 » ؛ تو نام پروردگارت

--> ( 1 ) مزمل ( 73 ) آيهء 8 ؛ انسان ( 76 ) آيهء 25 . . ( 2 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 205 ؛ كهف ( 18 ) آيهء 24 ؛ آل عمران ( 3 ) آيهء 41 . . ( 3 ) . اعلى ( 87 ) آيهء 1 . .