السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

614

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

بر فراز كوه آييد و آنگاه كه ديديد باد زردى از شرق مىوزد ناله و زارى كنيد و به پروردگار عرضه داريد : پروردگارا ، ما بر خود ستم رانديم ، از گناهان ما در گذر كه اگر ما را نبخشى از زيان‌كاران خواهيم بود ، پس توبهء ما را بپذير كه تو مهرآورترين مهرآورانى . روبيل تأكيد كرد كه آنقدر گريه و زارى كنيد تا خورشيد غروب كند . ناگهان بادى زرد همراه رعد و برق مهيبى برخاست و مردم همچون بزغاله‌هايى كه به زير سينهء مادرشان پناه مىبرند همگى ترسان دست به دعا برداشتند و به راز و نياز با خدا پرداختند . در اين هنگام خداوند به اسرافيل فرمود : من توبهء آنان را پذيرفتم و از سويى نيز نفرين پيامبرم يونس را نيز بىپاسخ نگذاشتم ؛ چرا كه يونس از من خواست كه عذاب را بر آنان فرود آورم ولى نخواست كه آنان را هلاك سازم . عذاب تا شانه‌هاى مردم بالا آمده بود ولى خداوند اسرافيل را فرستاد تا مسير باد را به سوى چشمه‌ها و كوه‌هاى بلند تغيير دهد . امام باقر عليه السّلام فرموده‌اند : عذاب قوم يونس بر كوه‌هاى موصل فرود آمد . پس از فروكش شدن عذاب ، روبيل ، تنوخا را ديد و از او پرسيد : آيا نظر من درست بود يا گفتهء تو ؟ تنوخا گفت : اينك دريافتم كه حكمت تو بر عبادت من برترى دارد و حكمت و پارسايى ، برتر از عبادت بدون دانش است . پس آنگاه آن‌دو ، مدت‌ها باهم دوستانه زندگى كردند . ولى پس از عذاب ، يونس از پيشامدى كه روى داده بود خشمگين شد و به سوى ساحل دريا رفت در حالى كه مردم آن سرزمين به يونس ايمان آورده بودند و خداوند آنان را تا هنگام مرگ‌شان از نعمت‌ها بهره‌مند ساخت . ابو عبيده گويد كه از امام باقر عليه السّلام پرسيدم : مدت غيبت يونس تا هنگام ايمان آوردن مردم به او چقدر طول كشيد ؟ آن حضرت فرمودند : چهار هفته ؛ يك هفته طول كشيد كه او از شهرش تا كنار ساحل برود و هفته‌اى نيز به طول انجاميد كه او دوباره به شهرش بازگردد .