السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
56
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
عنصر را دارا بود بر خود مىباليد . امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : خداوند جبرئيل را دستور داد تا مشتى از گل را از زمين بردارد تا انسان را بيافريند . جبرئيل خواست كه از زمين مشتى خاك بردارد زمين گفت : به خدا پناه مىبرم كه از من چيزى بردارى . جبرئيل بازگشت و جريان را بازگفت . خداوند اسرافيل و سپس ميكائيل را فرستاد . آنان نيز هربار با همين سخن زمين روبرو شدند و بازگشتند . سرانجام خداوند عزرائيل را فرستاد . زمين ديگربار در برابر عزرائيل گفت كه به خدا پناه مىبرم كه از من چيزى بردارى . در اين هنگام عزرائيل نيز گفت : من نيز به خدا پناه مىبرم اگر به سوى او بازگردم و مشتى از گل تو را برندارم . « 1 » نگارنده گويد : البته در روايات ما آمده است كه خداوند عزرائيل را به صورت حتمى به انجام اين كار فرستاد درصورتىكه ديگر فرشتگان را به صورت حتمى به انجام مأموريت امر نكرده بود . على بن ابراهيم از امام باقر عليه السّلام و آن حضرت از امير المؤمنان عليه السّلام روايت نموده است كه پس از آنكه طايفهاى از جنّ و انس هزار سال در زمين زندگى كردند خداوند فرازمند دستور داد تا فرشتگان از فراز طبقههاى آسمانها به زمين بنگرند . هنگامى كه فرشتگان به زمين نگريستند و كردارهاى زشت جنّ و انس را ديدند به خداوند عرضه داشتند : پروردگارا ، تو عزّتمند و قدرتمندى ! بندگان ناتوان تو از نعمتهاى زمين بهره مىبرند به گناه و نافرمانى از تو مىپردازند و با اين حال تو از آنان انتقام نمىجويى ؟ هنگامى كه خداوند سخنان فرشتگان را شنيد فرمود : « إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ؛ من در زمين جانشينى مىنهم » و آدم را جانشين در روى زمين مىگذارم . آنگاه فرشتگان عرض كردند : « أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها ؛ آيا كسى را در زمين مىنهى كه فساد كند » ؛ همانگونه كه نسل جنّ و انس پيش از او نيز چنين كرده بودند . فرشتگان گفتند كه پروردگارا ، جانشين خود را در زمين از ميان ما برگزين تا
--> ( 1 ) . علل الشرايع ج 2 ص 303 .