السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
54
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
پاسخ خويش را دادند كه « إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ » . از سويى نيز بايد توجّه داشت كه حكمت خداوند بر اين است كه هرچيزى را در جاى خود نهد و اينبار نيز حكمت خداوند اقتضا داشت كه علم الهى به آدم القاء شود نه به فرشتگان . شيخ صدوق روايت نموده است كه امام صادق عليه السّلام فرمود : آدم از آن روى به اين نام ناميده شد كه از آديم ( لايه چهارم زمين ) آفريده شد . و حوا نيز به اين جهت به اين نام ناميده شد كه از « حى » يعنى آدم آفريده شد . در اصل اشتقاق نام آدم اختلافنظر وجود دارد ؛ برخى گفتهاند كه « آدم » واژهاى غيرعربى و بدون اشتقاق است همانند كلمهء « آزر » . گروهى نيز معتقدند كه « آدم » مشتق از « ادمه » بهمعناى گندمگون است . دستهاى نيز بر اين باورند كه آدم از واژهء « أدم » گرفته شده است و بهمعناى الفت و همدلى است . امّا دربارهء نام حوا بايد گفت كه اين كلمه از « حى » و يا از « حيوان » برگرفته شده است و در مجموع اشتقاقى نادر و جعلى است ؛ مانند كلمهء لابن و تامر . شيخ صدوق رحمه اللّه از ابن سلام نقل نموده است كه روزى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيدند كه آيا آدم از همهء انواع گلها سرشته شد و يا از يك نوع گل آفريده شد ؟ آن حضرت پاسخ فرمودند : آدم از همهء انواع گلها سرشته شد و اگر آدم از يك نوع گل آفريده مىشد انسانها چنان شبيه همديگر مىشدند كه نمىتوانستند يكديگر را بازشناسند ؛ همانگونه كه خاكهاى كرهء زمين به رنگهاى گوناگون است و سفيد و سرخ و سرسبز و قهوهاى و زرد است . برخى از آن حاصلخيز و سرسبز است و قسمتى ديگر شورهزار است همينطور انسانها نيز به صورت نژادها و رنگهاى مختلف در سراسر جهان پراكنده شدهاند . امام على عليه السّلام فرمودهاند : خداوند جبرئيل را دستور داد تا يك مشت خاك سفيد و مشتى خاك سرخ و مشتى خاك تيره و مشتى نيز خاك سياه بردارد تا انسان را با آن بيافريند . سپس خداوند دستور داد كه جبرئيل چهار نوع آب