السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

536

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

بال‌هايش را روى زمين پهن كرده و در برابر سليمان ايستاد . سليمان خشمگينانه گردن هدهد را گرفت و او را نزد خود كشاند و گفت : تاكنون كجا بودى ؟ هدهد گفت : اى پيامبر خدا ، روزى را به ياد آور كه همچو من در برابر خدا خواهى ايستاد . سليمان با شنيدن اين سخن بر خور لرزيد و از او در گذشت . ابو بصير از امام صادق عليه السّلام پرسيد : تفسير آيه « وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ » چيست ؟ آن حضرت فرمود : صاحبان كشتزارها مىبايست در طول روز از ورود گوسفندان به كشتزارها نگهبانى مىكردند و چوپان‌ها نيز وظيفه داشتند كه شب‌هنگام نگذارند كه گوسفندان به زمين‌هاى ديگران وارد شوند . شب ، گوسفندان ، تاكستان شخصى را تباه كردند . داود عليه السّلام نيز حكم داد كه گوسفندان به‌عنوان خسارت به صاحب تاكستان داده شود ولى سليمان نظرش اين بود كه تنها منافع گوسفندان كه شير و پشم و غيره بود در طول يكسال به صاحب تاكستان كه خسارت ديده بود داده شود . « 1 » امام صادق عليه السّلام در روايتى ديگر فرموده‌اند : داود همچون پيامبران پيش از خود قضاوت مىكرد ولى خداوند به سليمان وحى فرمود كه به‌جاى خود گوسفند ، منافع گوسفند را به صاحب كشتزار بدهد . اين سنت در قضاوتگرى پس از سليمان رواج يافت ولى به هرصورت داود و سليمان هردو به حكم خدا عمل كرده بودند . « وَ كُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً » « 2 » . ابو بصير روايت نموده كه امام صادق عليه السّلام فرموده‌اند : در ميان بنى اسرائيل شخصى بود كه گوسفندان به مرزعه‌اش خسارت زده بودند .

--> ( 1 ) . بحار الانوار ج 14 ص 128 . ( 2 ) . سوره انبياء / 79 .