السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

533

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

اين كيفر چنان براى هدهد سخت بود كه از سليمان خواست كه در تصميمش تجديدنظر كند . سرانجام سليمان دستور داد كه پرندگان با منقارهاىشان پرهاى هدهد را بكنند . طبرسى رحمه اللّه گويد : دربارهء هديه‌اى كه بلقيس براى سليمان فرستاد اختلاف‌نظر وجود دارد . برخى مىگويند كه بلقيس تعدادى غلام و كنيز جوان را براى سليمان فرستاد . او دستور داده بود كه غلامان و كنيزان لباس‌هايى همسان بپوشند [ و موهاى خود را همچون يكديگر پيرايش كنند ] تا سليمان نتواند غلامان را از كنيزان تشخيص دهد . ابن عباس گويد : غلامان و كنيزان چهار صد تن بودند . آنان پيش از آنكه به سرزمين سليمان برسند سليمان دستور داد كه راه عبور آنان را با آجرهايى زرين ، سنگ‌فرش كنند . فرستادگان بلقيس با ديدن عظمت حكومت سليمان ، از هدايايى كه آورده بودند احساس حقارت كردند . بلقيس به همراه فرستادگانش ، نامه‌اى را نيز براى سليمان نوشته بود و از او خواسته بود كه اگر به راستى پيامبر است غلامان و كنيزان را از يكديگر بازشناسد و بىآنكه درب صندوقچه‌اى را كه براى او فرستاده بگشايد ، بگويد كه درون آن چيست ؟ همچنين بلقيس به فرستاده‌اش گفته بود كه هنگام رويارويى با سليمان اگر او را خشمگين يافتى بدان كه او نيز پادشاهى همچو ماست ولى اگر او را مهربان يافتى بدان كه او به راستى پيامبر است . هدهد به سليمان خبر داد كه فرستادگان بلقيس به سرزمين‌شان نزديك مىشوند . سليمان نيز دستور داد كه همهء اهل كشورش از انس و جن و پرندگان و درندگان ، در صفوفى منظم گرد آيند . سرانجام فرستادگان بلقيس وارد شدند و او آنان را با گشاده‌رويى پذيرفت .