السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

531

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

يكى از جنيان گفت كه مىتواند پيش از برخاستن سليمان از تختش ، تخت بلقيس را بياورد ولى سليمان مىخواست كه تخت بلقيس زودتر آماده شود . در اين ميان آصف بن برخيا گفت : من پيش از آنكه چشم برهم گذارى تخت را حاضر مىكنم . ناگهان آصف اسم اعظم را بر زبان راند و تخت بلقيس را حاضر نمود . آنگاه سليمان گفت : « نَكِّرُوا لَها عَرْشَها نَنْظُرْ أَ تَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لا يَهْتَدُونَ » . « 1 » آنگاه سليمان دستور داد كه كاخى از شيشه و آينه براى بلقيس بنا كنند كه از زير كاخ آبى زلال جريان داشته باشد . هنگامى كه بلقيس به سرزمين سليمان آمد خواست كه وارد كاخ شود ولى گمان كرد كه آنجا رودى جريان دارد . او لباسش را بالا زد و در اين هنگام موهاى زايد پاهايش نمايان شد . بلقيس تخت خود را ديد و يكى از همراهان گفت : آيا اين تخت تو نيست ؟ بلقيس گفت : گمان كنم كه خودش است . خداوند نيز در اين‌باره فرموده است : « صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوارِيرَ قالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ » . « 2 » پس از چندى سليمان با بلقيس ازدواج كرد . پس آنگاه سليمان به جنيان دستور داد كه مادّه‌اى را درست كنند تا بلقيس بتواند موهاى زايد بدنش را از ميان ببرد . چنين روايت شده است كه حمام و آسياب آبى و نوره ، ساختهء جنيان است . امام كاظم عليه السّلام فرموده‌اند : حضرت محمد از همهء پيامبران برتر و داناتر است آنگاه آن حضرت فرمودند : هنگامى كه سليمان ، هدهد را ميان پرندگان نديد خشمگين شد ؛ چرا كه هدهد مىتوانست در اعماق زمين نيز آب را بيابد .

--> ( 1 ) . سوره نمل / 4 . ( 2 ) . سوره نمل / 44 .