السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

519

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

مىچرخيدند و از دهانشان مشك و عنبر به سليمان مىپاشيدند . سپس در آغاز قضاوت ، كبوترى طلايى اندكى از تورات را مىخواند و آنگاه سليمان به قضاوت مىپرداخت . در هنگام قضاوت ، دانشمندان بنى اسرائيل در جانب راست سليمان بر هزار تخت زرين و آراسته به جواهرات تكيه مىزدند و بزرگان و جنيان نيز در جانب چپ سليمان بر هزار تحت سيمين تكيه مىزدند . اين كارها باعث مىشد كه شاهدان هراسان گردند و به دروغ گواهى ندهند . « 1 » على بن يقطين از امام كاظم عليه السّلام پرسيد : آيا مىشود كه پيامبرى بخيل باشد ؟ آن حضرت فرمود : نه . او دوباره پرسيد : پس چرا سليمان به خداوند گفت : « رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي » « 2 » امام عليه السّلام فرمود : دو گونه پادشاهى وجود دارد ؛ يك پادشاهى كه همراه با ستمگرى است . پادشاهى ديگرى نيز هست كه ولايتى از سوى خداست ؛ همانگونه كه آل ابراهيم و طالوت و ذو القرنين چنين حكومتى داشتند . سليمان نيز چنين پادشاهى داشت . خداوند گروهى از شياطين را به تسخير سليمان درآورد تا بناهاى عظيمى را براى او بسازند و مرواريدها را از اعماق درياها درآورند . خداوند به سليمان زبان پرندگان را آموخته بود . آنگاه ابن يقطين گفت : چرا حضرت محمد دربارهء سليمان فرموده‌اند كه « رحم اللّه اخى [ سليمان ] ما كان أبخله » آن حضرت فرمودند : به خدا سوگند كه آنچه به سليمان عطا شد و حتى آنچه كه به پيامبران ديگر عطا نشده است همگى نزد ماست . خداوند دربارهء سليمان فرموده است : « هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ » « 3 » .

--> ( 1 ) . بحار الانوار ج 14 ص 83 تا 85 . ( 2 ) . سوره ص / 35 . ( 3 ) . سوره ص 39 .