السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

515

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

روايت شده است كه ساخت بيت المقدس در زمان داود ناتمام ماند و پس از او سليمان كار ساخت آن را پى گرفت . او جن و شياطين را به كار گرفت و گروه‌هاى مختلفى را مأمور كرده بود كه سنگ‌هاى مرمر و بلورين و درخشان را از معدن‌ها استخراج كنند و به بيت المقدس آورند ، او برج شهر را با مرمر و سنگ‌هاى بزرگ ساخت و براى كاخ ، دوازده دروازه ساخت تا هرطايفهء بنى اسرائيل در بخشى از آن سكونت گزينند . پس از آنكه ساخت كاخ به پايان يافت او شروع به ساخت مسجد كرد و گروهى را فرمان داد تا سنگ‌هاى طلا و ياقوت را از معدن‌ها استخراج كنند . گروهى را نيز به جستجوى جواهرات و سنگ‌هاى قيمتى فرستاد . گروهى را نيز براى تهيه مشك و عنبر و عطرهاى خوشبو روانه كرد و عده اى را نيز براى يافتن مرواريد به ساحل درياها فرستاد . پس آنگاه به صنعتگران و معماران دستور داد كه سنگ‌ها و لؤلؤها را تراش دهند . سرانجام مسجد قدس با مرمرهاى سپيد و زرد و سبز آراسته شد . ستون‌هاى مسجد را با بلور و سقف را با جواهرات آراستند و درون آن را با ياقوت و لؤلؤ پر كردند و حياط مسجد را نيز با سنگ‌هاى فيروزه فرش كردند . پس از آنكه ساخت مسجد به پايان رسيد سليمان دستور داد كه آن روز را عيد اعلام كنند . مسجدى را كه سليمان ساخته بود تا روزگار بخت نصر پابرجا بود تا اينكه او دستور داد كه شهر را ويران كنند و لطمه‌هاى بسيارى به مسجد وارد ساختند و جواهرات آن را به عراق بردند . روايت شده است كه در روزگار سليمان بر روى تخت‌ها ، شكل درندگان رسم مىشد تا دشمنان بهراسند . صنعتگران در انتهاى تخت سليمان دو شير كشيدند و بر بالاى تخت كركسى را رسم كردند . هنگامى كه سليمان از تختش بالا مىرفت شيرها دست‌هاىشان را به اذن خدا مىگشودند و كركس‌ها نيز بال‌هاى خود را مىگستراندند تا از تابش خورشيد بر سليمان جلوگيرى كنند .