السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
512
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
شُكْراً » فرمودهاند : آنان هشتاد مرد و هفتاد زن بودند كه همواره در محراب خويش معتكف بودند تا آنكه سليمان به پيامبرى و پادشاهى رسيد . خداوند جن و انس را در دستان او تسخير كرد و همهء پادشاهان در برابر او سر فرود آوردند . هنگامى كه سليمان از جاى خويش برمىخاست جن و انس و پرندگان به احترام او برمىخاستند و آن هنگام كه به ستيز با دشمنان مىرفت براى او جايگاهى بلند مىساختند و او به طوفان فرمان مىداد كه جايگاهش را به هر نقطه كه مىخواهد ببرد . در اردوگاه سپاهش اسبان تندرو و سربازان ورزيده و ادوات جنگى بسيارى بود . گويند كه او از سحرگاه تا ظهر سوار بر باد مىشد و فاصلهء يك ماهه را طى مىكرد و از ظهر تا غروب نيز فاصلهء يك ماه را درمىنورديد . « 1 » اصبغ بن نباته گويد : هنگامى كه سليمان از بيت المقدس به مدائن مىرفت سيصد هزار تن از سپاهيانش بر روى تختهايى در سمت راست نشسته بودند و سيصد هزار تن از جن نيز در سمت چپ بر تختها تكيه زده بودند و پرندگان بسيارى بر فراز سر آنها سايه افكنده بودند . باد نيز فرمان يافته بود كه آن كجاوههاى بزرگ را به مقصد رساند . هنگامى كه سليمان و همراهانش به مدائن رسيدند اندكى توقف كردند و پس آنگاه به شهر اصطخر رفتند و شب آنجا ماندند و سحرگاهان به جزيرهء « برخاوان » كه در سرزمين فارس بود رفتند . باد آنان را چنان پايين آورده بود كه پاهاىشان به آب دريا مىخورد . سپاهيان سليمان با ديدن اين عظمت و شوكت مىگفتند : بىگمان هيچ پادشاهى چنين قدرتمند نيست . در اين هنگام فرشتهاى ندا داد : پاداش هرتسبيح شما برتر از هرآن چيزى است كه مىبينيد . « 2 »
--> ( 1 ) . قصص راوندى ص 208 . ( 2 ) . قصص راوندى ص 208 .