السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
480
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
هنگامى كه جالوت پادشاه مصر و فلسطين بود آنان را وادار كرد كه جزيه دهند و تورات را از ميان آنان برد . او خاندان نبوت را چنان كشت كه جز زنى باردار باقى نماند . بنى اسرائيل ترسيدند كه مبادا او دختر به دنيا آورد ، به همين دليل او را در جايى حبس كردند ولى خداوند دعاى بنى اسرائيل را بر آورد و فرزندى به نام اشموئيل به دنيا آمد . آن پسر را به اين دليل اشموئيل ناميدند كه مادرش نازا بود . شوهر آن زن ، زنى ديگر را اختيار كرد و از او ده فرزند به دنيا آورد . زن دوم پيوسته زن اول را زخم زبان مىزد تا اينكه خداوند به آن زن پسرى به نام اشموئيل داد كه سرانجام جالوت و دشمنان بنى اسرائيل را شكست داد . در آن روزگار عمالقه به كمك جالوت بسيارى از بنى اسرائيل را كشتند ولى سرانجام داود به سپاه طالوت پيوست و عمالقه را شكست داد و جالوت را كشت و طالوت دخترش را به همسرى داود درآورد . « 1 » امام صادق عليه السّلام فرمودهاند : مثل سلاح [ پيامبر ] در ميان ما همچون تابوت در ميان بنى اسرائيل است كه هركه تابوت را بر دوش مىيافت پيامبر بود و در ميان ما نيز هركه سلاح [ پيامبر ] را بيابد امام است . « 2 » در كنز الفوائد آمده است كه هنگامى كه وليد بن عبد الملك مىخواست مسجد جامع دمشق را بسازد به سرب نياز پيدا كرد . به او خبر دادند كه در اردن تپهاى است كه سربش معروف است . گروهى به حفارى تپه پرداختند ولى در ميانه كار كلنگ كارگرى به محفظهاى برخورد كرد كه در آن جسد مردى بود كه ناگهان خون از سر و صورتش جارى شد . سرانجام معلوم شد كه او طالوت است . كارگران نيز آنجا را ترك كردند . « 3 »
--> ( 1 ) . الكامل فى التاريخ ج 1 ص 214 تا 218 . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 238 . ( 3 ) . بحار الانوار ، ج 13 ص 457 .