السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

478

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

پس هركه از آن آب بياشامد از ياران من نيست و نمىتواند با جالوت مبارزه كند . ولى هركه از آب نياشامد از ياران من است و آنان كه تنها مشتى آب بخورند خواهند توانست بجنگند ولى در جنگ دچار دودلى مىشوند . سربازان طالوت پس از طى مسافتى در گرماى سوزان بيابان‌ها به آب گوارايى رسيدند و همگى از آن آب نوشيدند و تنها سيصد و سيزده نفر از آب نخوردند و شصت هزار نفر آب نوشيدند . تعداد اندكى نيز تنها مشتى آب خوردند . آنان كه آب فراوانى نوشيده بودند لبهايشان كبود شد و همانجا زمين‌گير شدند ولى دو گروه ديگر همراه طالوت از رودخانه عبور كردند و در آن سوى رود با سپاه عظيم جالوت روبرو شدند . آنان كه تنها مشتى آب خورده بودند با ديدن سپاه جالوت گفتند : ما ياراى رويارويى با آنان را نداريم ولى آنان كه آب نخورده بودند فرياد برآوردند كه چه بسا گروه اندكى به اذن خدا بر گروه بسيارى غلبه كنند . در اين هنگام جالوت تاجى بر سر داشت و سوار بر فيلى بود كه داوود پيش رفت و سنگى با سنگ قلاب به سوى جناح راست سپاه جالوت پرتاب كرد و گروهى از سربازان را پراكنده نمود و آنگاه سنگى را به سوى جناح چپ سپاه جالوت پرتاب كرد و همگان را پراكنده نمود . سرانجام نيز سنگى را به سوى جالوت پرتاب كرد و سنگ ، جالوت را هلاك ساخت . « 1 » طبرسى رحمه اللّه درباره « و قال لهم نبيهم » گويد : مفسران در اين‌باره اختلاف‌نظر دارند كه پيامبر بنى اسرائيل در آن روزگار چه كسى بوده است ؟ برخى او را شمعون فرزند صفيهء بن لاوى مىدانند و برخى او را يوشع مىدانند . برخى نيز اشموئيل را پيامبر مىدانند كه عربىاش همان اسماعيل است و در تورات به معناى مستجاب الدعوه است . همچنين طبرسى دربارهء آيهء « ابْعَثْ لَنا مَلِكاً نُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ » گويد : به اين دليل بنى اسرائيل چنين درخواستى كردند كه پادشاهان روزگارشان بسيار

--> ( 1 ) . تفسر قمى ج 1 ص 81 و ص 83 .