السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
473
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
پشيمان شد ولى نديم خواهان آن بود كه بازرگان به گفتهاش عمل كند . لقمان با ديدن اين وضعيت به بازرگان گفت : اگر توبه كنى تو را حكمتى مىآموزم [ كه از اين مشكل رهايى يا بى ] . بازرگان توبه كرد و لقمان به او گفت كه به نديم خويش بگو كه آيا بنا بود كه من آب دريا را به همان مقدارى كه هنگام مستىام بود بنوشم يا مقدارى كه اينك وجود دارد ؟ بىگمان حالت نخست ملاك عمل بود . آنگاه بازرگان به نديمش گفت : من به انتظار مىنشينم كه هرگاه آب دريا را به همان مقدار گرد آوردى آن را بنوشم . « 1 » [ آب دريا در هرزمانى كم و زياد مىشود و مقدارش همواره يكسان نيست . ]
--> ( 1 ) . بحار الانوار ج 13 ص 433 .