السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

466

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

خداوند مىفرمايد : « وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ ؛ « 1 » و به راستى به لقمان حكمت بخشيديم كه خداى را سپاس گوى و بدان‌كه هركه سپاس‌گزارى كند همانا به سود خويش سپاس گزارده است و هركه كفران ورزد خداوند ، بى نياز ستوده است . » حماد روايت نموده است كه امام صادق عليه السّلام فرموده‌اند : خداوند حكمت را به جهت مقام‌پرستى و ثروت‌پرستى سليمان به او عطا نفرمود بلكه به خاطر پرهيزگارى و خداترسى و تفكر بسيارش ، اين نعمت را به او ارزانى داشت . سليمان هرگز در طول روز نمىخوابيد و هرگز كسى او را در هنگام ادرار نمودن و غسل‌كردن نديد . هيچ‌گاه زرق‌وبرق‌هاى دنيا او را به شادمانى بسيار و يا اندوه عميق وا نمىداشت و هرگز كسى را به تمسخر نگرفت . او چندبار ازدواج كرد و فرزندان بسيارى داشت ولى بسيارى از آنان در خردسالى از دنيا رفتند ولى او براى از دست دادن فرزندانش [ ناشكرى و ] زارى نكرد . هرگاه دو نفر باهم ستيزه مىكردند ميانشان آشتى برقرار مىكرد و هرگاه سخنى را از كسى مىشنيد او را سركوب و تخطئه نمىكرد بلكه از او مىخواست كه منبع خبرش را بيان كند . او در محفل دين‌شناسان و حكيمان بسيار حضور مىيافت و بر حكمت‌مندان محبت مىكرد و زمانى سخن مىگفت كه برايش سودى داشته باشد . روزى خداوند گروهى از فرشتگانش را به سوى لقمان فرستاد . فرشتگان به لقمان گفتند : آيا دوست دارى كه خليفه خداوند بر روى زمين باشى و به قضاوت ميان انسان‌ها پردازى ؟ لقمان گفت : اگر خداوند مرا به اين كارفرمان دهد بىگمان خواهم پذيرفت ولى اگر در انتخاب اين كار مخير باشم بىشك قضاوت را نخواهم پذيرفت ، كه سخت‌ترين مراحل زندگى دنيوى و آزمونى بس بزرگ است . شب‌هنگام خداوند حكمت را بر لقمان عطا نمود ، پس از آن لقمان در

--> ( 1 ) . سوره لقمان / 12 .