السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
463
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
گوشت خام كباب مىشد . آن شيطانك با ديدن شكيبايى ذو الكفل در ميانه راه دستش را از دست پيامبر خدا جدا كرد و گريخت . « 1 » عبد العظيم حسنى گويد : نامهاى به امام جواد عليه السّلام نوشتم و از ايشان درباره ذو الكفل پرسيدم . آن حضرت چنين پاسخ فرمودند : خداوند صد و بيست و چهار هزار پيامبر را به سوى مردم فرستاد كه از آن ميان سيصد و سيزده نفر داراى شريعت بودند . ذو الكفل نيز يكى از آنان بود كه پس از سليمان به فرمانروايى رسيد و همچون سليمان به قضاوت ميان مردم پرداخت و هرگز جز در راه خدا خشمگين نشد . « 2 » طبرسى رحمه اللّه گويد : درباره ذو الكفل نظرات مختلفى وجود دارد ، برخى مىگويند كه او يكى از بندگان صالح خداوند بود كه پيامبرى بنى اسرائيل را به اين شرط به عهده گرفت كه روزها را روزهدار باشد و شبها را عبادت گزارد و هرگز جز در راه خداوند خشمگين نشود و به حق حكم كند . ولى ذو الكفل به مقام پيامبرى نرسيد . گروهى نيز مىگويند كه ذو الكفل پيامبر بود و اين نام به معناى « ذو الضعف » است كه خداوند به خاطر كردار نيكش به او پاداش مضاعف بخشيد . « 3 » ثعلبى گويد : ذو الكفل همان بشر بن ايوب است كه پس از پدرش در ميان روميان برانگيخته شد . بشر مردم را به ستيز با دشمنان خدا فراخواند ولى آنان از فرمان بشر سر باززدند و گفتند : اگر از خدا بخواهى كه هرگز ما را نميراند همراه تو خواهيم بود . بشر به خدا عرضه داشت كه پروردگارا ، تو خود مىدانى كه روميان از من چه خواستهاند . مرا به خاطر عدم توانم در برابر آنان كيفر نكن . خداوند نيز به بشر وحى فرمود كه درخواست قومت را شنيدم و مىخواهم كه عمرشان را درازناك گردانم و تو را نيز سرپرست آنان قرار دادم . روميان به خواست خداوند آنقدر صاحب فرزند شدند كه توان سرپرستى و
--> ( 1 ) . قصص راوندى ص 212 و 213 . ( 2 ) . قصص راوندى ص 212 و 213 . ( 3 ) . مجمع البيان ج 4 ص 94 و 95 .