السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

441

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

در روايتى آمده است كه موسى شخصى را ديد كه در سايه عرش الهى است و از خداوند پرسيد كه اين شخص كيست كه در اين جايگاه است ؟ خداوند فرمود : او هرگز پدر و مادرش را نافرمانى نكرد و به آن‌چه ديگران دارند حسد نورزيد . « 1 » آنگاه موسى از خداوند پرسيد : پاداش كسى كه به عيادت بيمارى رود چيست ؟ خداوند فرمود : فرشته‌اى را در قلب او مىگذارم كه تا روز قيامت در كنارش باشد . موسى پرسيد : پاداش كسى كه ميتى را غسل دهد چيست ؟ خداوند فرمود : او را از گناهانش چنان بيرون مىآورم كه گويى هم‌اينك از مادرش تولد يافته است . موسى پرسيد : پاداش كسى كه جنازه مؤمنى را تشييع كند چيست ؟ خداوند فرمود : در روز رستاخيز فرشتگانى با پرچم‌هاى برافراشته او را تا منزلگاهش در بهشت بدرقه مىكنند . موسى پرسيد : پاداش كسى كه مادرى داغ‌ديده را آرام كند چيست ؟ خداوند فرمود : در روزى كه هيچ سايه‌اى نيست او را در كنف حمايت خويش خواهم گرفت . آنگاه خداوند به موسى امر فرمود كه هرگز گدايى را از درش نراند هرچند غذايى اندك به او دهد ، چرا كه گاهى آن گدا در حقيقت فرشته‌اى است كه براى آزمون بندگان به سوى او آمده است . « 2 » امام صادق عليه السّلام مىفرمايند : موسى مردى را ديد كه هفت شبانه‌روز پيوسته دست بر آسمان بلند داشته و زارى مىكرد ولى حاجتش برآورده نمىشد . خداوند به موسى وحى فرمود : اگر اين بنده آنقدر دعا كند كه زبانش از دهانش بيرون افتد باز هم خواسته‌اش را برآورده نخواهم ساخت ؛ چرا كه او از راهى كه

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 13 ص 353 . ( 2 ) . قصص راوندى ص 163 و ص 164 .