السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
432
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
روستاى « ناصره » را مرمّت نمود گفت : « لتخذت عليه اجرا » . از امام باقر و امام صادق عليهما السّلام روايت شده است كه خضر و ذو القرنين پيامبر نبودند بلكه دانشمندانى پارسا و درستكار بودند . « 1 » همچنين امام صادق عليه السّلام فرمودهاند : پسرى كه خضر او را كشت بر روى كتفش نگاشته شده بود كه وى در زمره كافران است . « 2 » خداوند فرزند انسانهاى باايمان را تا هزار سال محافظت مىكند ؛ همانگونه كه ميان آن دو كودك يتيم و پدر و مادرشان هفتصد سال فاصله بود . « 3 » عبد الملك بن سليمان گويد : در كتاب يكى از حواريون عيسى به خط سريانى چنين نوشته بود : هنگامى كه موسى نزد هارون بازگشت آنچه را كه از خضر ديده بود بازگو نمود و گفت : روزى همراه خضر در ساحل دريايى نشسته بوديم كه ناگهان پرندهاى در برابر ما به سوى آب فرود آمد و با منقارش قطره آبى را برگرفت و به سوى مشرق پاشيد و سپس قطرهاى آب را برگرفت و به سوى مغرب پاشيد . آنگاه قطره ديگرى را به سوى آسمان و قطره چهارم را به زمين و قطره پنجم را به دريا پاشيد . موسى در ادامه گفت : من از كار آن پرنده در شگفت ماندم و حكمتش را از خضر جويا شدم ولى او نيز پاسخى نگفت . ما به راه افتاديم و به صيادى رسيديم . او به ما گفت كه راز كارهاى آن پرنده آن است كه پيامبرى برانگيخته خواهد شد و به معراج خواهد رفت ولى سرانجام رحلت نموده و در خاك خواهد آراميد و راز اينكه آن پرنده قطره پنجم را به دريا بازگرداند آن است كه دانش هردانشمندى در برابر دانش آن پيامبر همچون قطرهاى در برابر دريا است . پس از آنكه آن پيامبر رحلت كرد گنجينه دانشش به پسر عمو و جانشينش خواهد رسيد . در اين هنگام موسى گفت : ما دانستيم
--> ( 1 ) . همان مأخذ . ( 2 ) . تفسير عياشى ، ج 2 ص 336 . ( 3 ) . همان مأخذ .