السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

426

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

سوى خضر برو و هركجا كه ماهى را از دست دادى خضر همانجا است . موسى به همراه يوشع بن نون به راه افتادند و ماهى در جايى از دستشان رفت و به درون آب پريد ولى آنها متوجه نشدند و چون جلوتر رفتند ناگهان به ياد ماهى افتادند و به همانجا بازگشتند . [ و خضر را يافتند . ] روايت شده است كه ماهىاى كه موسى به همراه برده بود زنده شد و در آب پريد و زنده شدن ماهى معجزه‌اى به دست موسى و يا خضر بوده است . يوشع بن نون از آب زندگانى وضو ساخت و قطرات آب وضويش بر روى ماهى چكيد . ماهى زنده شد و به آب پريد و موسى و يوشع چندى پيش رفتند و به ناگاه موسى گفت : غذايى بياور كه بخوريم . و آنگاه به ياد ماهى افتادند كه در رود افتاد . « 1 » نگارنده گويد : در برخى تفسيرها آمده است كه نيازى نيست كه پيامبرى همچون موسى كه داراى شريعت و كتاب است در همه‌چيز بر ديگران برترى داشته باشد و تنها بايد در اصول و فروع دين برتر و داناتر از ديگران باشد . البته بهتر است كه خضر را نيز در شمار پيامبران بدانيم و بگوييم كه هر يك از موسى و خضر با دارا بودن علم لايتناهى مىتوانستند ديگرى را از اسرار هستى آگاه سازند . امام صادق عليه السّلام فرموده‌اند : خضر از پيامبران بود ؛ او بر هرزمين خشك و سوخته‌اى كه مىنشست و بر شاخه خشكى كه دست مىزد سبز و پرگياه مىشد . نام اصلى خضر ، « تاليا بن ملكان » بود . « 2 » در ادامه امام عليه السّلام فرموده‌اند : گنجى كه در زير ديوار بود طلا و نقره نبود بلكه لوحى زرين بود كه اين سخنان بر آن نقش بسته بود . « شگفتا از كسى كه مرگ را باور دارد ولى شادمان است ؛ و شگفتا از آن‌كه تقدير خدا را باور دارد ولى زانوى غم در بغل گرفته است و شگفتا از آنكه برانگيختگى در روز رستاخيز را باور دارد ولى ستم مىكند ، و شگفتا از آنكه

--> ( 1 ) . تفسير بيضاوى ج 3 ص 27 . ( 2 ) . علل الشرايع ج 1 ص 77 .