السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

410

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

اندوه فرورفت . خداوند به او وحي فرمود : آسوده باش كه قاتل و مقتول هردو در بهشت‌اند . هركه كشته شده شهيد است و آنكه زنده مانده گناهش بخشوده شده است . آنگاه موسي دستور داد كه سامري را بكشند . در اين هنگام خداوند وحي فرمود كه سامري مردي سخاوتمند است . او را نكشيد . پس موسي دست از كشتن سامري برداشت ولي او را نفرين كرد و گفت : « فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَياةِ أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ وَ إِنَّ لَكَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ » . موسي بني اسرائيل را فرمان داد كه از سامري كناره گيرند . سامري همچون حيوانات وحشي در بيابان‌ها تنها مىزيست و هركه به او نزديك مىشد و با قسمتي از بدن سامرى تماس پيدا مىكرد همان قسمت از بدنش كبود مىشد و سرانجام به هلاكت مىرسيد . « 1 »

--> ( 1 ) . عرائس المجالس ص 187 .