السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

403

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي » موسي كوه را تكّه‌تكّه ديد و تكه‌هايش در دريا فرو افتاد و هنوز آن تكه سنگ‌ها در آب دريا فرو مىروند . موسي از عظمت خداوند و حضور فرشتگان كه براي آرام نمودن موسي آمده بودند وحشت‌زده شد و بيهوش بر زمين افتاد . برخي گفته‌اند كه موسي در اين هنگام جان داد ولي خداوند دوباره جانش را به او بازگرداند . پس از آنكه موسي به هوش آمد گفت : « سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ قالَ يا مُوسى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسالاتِي وَ بِكَلامِي . » « 1 » پيامبر صلي اللّه عليه و آله فرموده‌اند : در روزگار موسي هفت رشته كوه از جا كنده شده و در آسمان به پرواز درآمدند . كوه « احد » و « ورقان » در مدينه فرود آمدند و كوه « ثور » و « ثبير » و « حراء » در مكه و كوه « صبر » و « حضور » در يمن فرود آمدند . « 2 » ابن جرسم آيه « وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي » را نزد امام رضا عليه السّلام تلاوت نمود و آنگاه از آن حضرت پرسيد : چگونه ممكن است كه موسي از خدا بخواهد كه ذات احديت را ببيند ؟ آن حضرت فرمودند : هنگامي كه موسي به قومش گفت كه با خدا سخن گفته است بني اسرائيل گفتند : ما سخن تو را باور نميكنيم مگر اين‌كه خود نيز صداي خدا را بشنويم . موسي هفتاد نفر از برگزيدگان بني اسرائيل را به دامنه كوه سينا برد . در آن‌جا خداوند در ميان درختي صوتي را خلق كرد كه از شش جهت به گوش مىرسيد و بني اسرائيل اين‌بار نيز گفتند : تا زماني كه خداي تو را نبينيم به او ايمان نخواهيم آورد . ناگهان خداوند صاعقه‌اي را فرو فرستاد و همگي آنان هلاك شدند . آنگاه موسي به خداوند عرض كرد : اگر من

--> ( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ص 139 و 140 . ( 2 ) . خصال شيخ صدوق ص 344 .