السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

383

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

صَرْحاً لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلى إِلهِ مُوسى وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكاذِبِينَ ؛ « 1 » و فرعون گفت : اي بزرگان ، براي شما خدايي جز خود نميشناسم ، و اي هامان براي من آتش آجرپز برافروز [ و آجر بساز ] و براي من برجي بساز تا به خداي موسي پي ببرم و من او را از دروغگويان مىدانم . » پس از آن‌كه خداوند كاخ بلند فرعون را ويران كرد او از هامان خواست تا وسيله‌اي درست كند كه بتواند در آسمان پرواز كند تا بتواند خداي موسي را ببيند . هامان تخته‌اي را بر پاي چهار كركس گرسنه بست و بر قسمت بالاي آن ، تكه گوشتي را آويزان كرد تا كركس‌ها گوشت را ببينند و به طمع بدست آوردن گوشت به پرواز درآيند . كركس‌ها به پرواز درآمدند و چنان اوج گرفتند كه زمين را نميديدند و فقط درياها به چشم مىخورد . در اين هنگام فرعون از هامان پرسيد : آيا به انتهاي آسمان رسيده‌ايم ؟ هامان گفت : من همان چيزي را از آسمان مىبينم كه از زمين نيز ديده مىشد . در اين هنگام خورشيد غروب كرد و درياها نيز از ديدگان آن‌دو ناپديد شد . دوباره فرعون پرسيد : آيا به انتهاي آسمان رسيديم ؛ هامان گفت : من اينك همان ستارگان را مىبينم كه از زمين نيز ديده مىشد . ناگهان بادي سخت و شديد وزيد و تخته واژگون شد و آن‌دو به زمين سقوط كردند . « 2 » در علل الشرايع آمده است كه امام كاظم عليه السّلام فرمودند : مدتي ماه بر بني اسرائيل ظاهر نميشد و همه‌جا در تاريكي كامل فرو مىرفت . خداوند به موسي وحي فرمود : اگر پيكر يوسف از مصر خارج شود دوباره ماه نمايان خواهد شد . در آن روزگار پيرزني زندگي مىكرد كه مىدانست قبر يوسف كجاست ولي او به شرطي حاضر شد قبر يوسف را نشان دهد كه چهار خواسته‌اش برآورده گردد . نخست آنكه از زمين‌گير شدن رهايي يابد ، دوم آن‌كه بينايياش را بازيابد ، سوم آن‌كه جوانياش به او بازگردانده شود و

--> ( 1 ) . سوره قصص / 38 . ( 2 ) . تفسير قمى ، ج 2 ص 140 و 141 .