السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

38

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

بنمايان تا بر تو بنگرم . فرمود : هرگز مرا نخواهى ديد » . چگونه موسى باوجود حكمت و عصمتى كه داشت نمىدانست كه خداوند قابل رؤيت نيست و از خداوند خواست كه او را ببيند ؟ امام رضا عليه السّلام پاسخ فرمود : بىگمان موسى بن عمران مىدانست كه خداوند قابل رؤيت نيست ولى پس از آنكه خداوند با موسى عليه السّلام نجوى نمود موسى عليه السّلام به سوى قوم خويش رهسپار شد تا مردم را از اين واقعه آگاه سازد . بنى اسرائيل با شنيدن سخنان موسى عليه السّلام با لجبازى گفتند : ما به تو ايمان نمىآوريم مگر اينكه همانگونه كه تو صداى خداوند را شنيدى ما نيز بشنويم . موسى عليه السّلام از ميان قوم هفتصد هزار نفرى خويش ، هفتاد نفر را برگزيد و با آنها به سوى كوه طور راهى شد . موسى عليه السّلام همراهانش را در دامنهء كوه جاى داد و خود برفراز كوه رفت و از خداوند درخواست نمود كه با مردان قومش سخن گويد . خداوند نيز دعاى موسى را برآورده ساخت و با آنان سخن گفت . آن هفتاد نفر دوباره لجاجت نمودند و گفتند : « لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً ؛ ما به تو ايمان نمىآوريم مگر اينكه خداوند را آشكار ببينيم » . سركشى و لجاجت مردان بنى اسرائيل باعث شد كه خداوند صاعقه‌اى را بر آنها فرو فرستاد و همهء آنان به هلاكت رسيدند آنگاه موسى عليه السّلام به خداوند عرض كرد . پروردگارا ، هنگام بازگشت به ميان قوم خويش ، به آنان چه بگويم كه بىگمان آنان خواهند گفت كه تو دروغ مىگفتى و آن هفتاد نفر را نيز تو كشته‌اى . خداوند نيز آن هفتاد نفر را زنده كرد و آنان همراه موسى به سوى قوم بنى اسرائيل رهسپار شدند . قوم موسى از او خواستند كه خداوند را آشكارا به آنان نشان دهد تا به او ايمان آورند . موسى عليه السّلام در پاسخ به آنان فرمود : اى قوم ! خداوند را نمىتوان با ديدهء ظاهر ديد و تنها با ديدن نشانه‌هاى الهى [ همچون آفريدگان ] مىتوان به وجود خداوند پى برد . موسى على بنينّا و عليه السّلام براى اصلاح بنى اسرائيل از خداوند يارى خواست . خداوند نيز فرمود كه هر سؤالى را كه قومت از تو مىپرسند مستقيما عرضه‌دار و بدان‌كه هرگز به