السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

370

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

از سويي نيز فرعون ششصد هزار نفر را در پي موسي فرستاد و خود با يك ميليون نفر به دنبال آنان رفت . « أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي . « 1 » فَأَخْرَجْناهُمْ مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ وَ كُنُوزٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها بَنِي إِسْرائِيلَ « 2 » ؛ بندگان مرا شبانه روانه كن . آن‌گاه آنان را از باغ‌ها و چشمه‌ها محروم ساختيم و همچنين از گنج‌ها و جايگاه نيكو ، و بدينسان آنها را ، بني اسرائيل به ميراث داديم . » موسي و يارانش به كنار نيل رسيدند و فرعون نيز با سپاهش نمايان شد . ياران موسي يقين كردند كه كشته خواهند شد ؛ چرا كه پشت سرشان فرعونيان بودند و پيش رويشان رود نيل . ولي موسى باورمندانه گفت : « كَلَّا إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ ؛ « 3 » پروردگارم با من است و به زودي مرا راهنمايي خواهد كرد . » آنگاه بر رود ، نهيبي زد ولي موج‌هاي خروشان از او فرمان نبردند . سپس موسي از يوشع بن نون خواست كه فرمان الهي را بر دريا بگويد . يوشع با سينه اسبش بر امواج رود كوبيد و گفت : حكم خداوند گذشتن از ميان آب‌ها است . ناگهان وحي الهي فرود آمد و موسي با عصايش بر رود كوبيد و موج‌ها هريك به كناري رفتند و راهرويي براي عبور بني اسرائيل پديد آمد . درون رود دوازده راه گشوده شد تا دوازده طايفه از آن بگذرند . هنگامي كه آنان از ميان آبها مىگذشتند آب در فراز سر آنها همچون كوهي در حركت بود و هيچ طايفه‌اي از حال طايفه ديگر آگاه نبود . در اين گيرودار فرعون و لشكريانش نيز رسيدند ، فرعون براي اينكه سپاهش را تهييج كند تا وارد آب شوند گفت : من آب دريا را شكافتم ، هيچ‌كس جرأت نكرد وارد آب شود . در اين هنگام فرعون سوار بر مادياني وارد رود شد و لشكرش در پي او به حركت درآمدند ناگهان

--> ( 1 ) . سوره شعراء / 52 . ( 2 ) . سوره شعراء / 57 الى 59 . ( 3 ) . سوره شعراء / 62 .