السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

318

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

ثابت كنند مگر اينكه در سفاهت از شيطان نيز پست‌تر باشند همچنانكه « حرورى » در ابياتى به اين نكته اشاره كرده است : « و كنت فتى من جند ابليس فارتقى بى الامر حتى صار ابليس من جندى » فلومات قبلى كنت احسن بعده طرائق فسق ليس معناى شعر چنين است كه زمانى من از شاگردان شيطان بودم ولى با سپرى شدن زمان چنان مهارتى يافتم كه اگر ابليس پيش از من بميرد باكى نيست چرا كه همه‌ى راه‌هاى فساد را بهتر از هركسى آموخته‌ام . همچنين بايد گفت كه جمله‌ى « همّ بها » در حقيقت جواب لولاى شرطيه است كه بر آن مقدم شده است و معناى آيه چنين است كه اگر برهان پروردگار خويش را نديده بود قصد زليخا مىكرد ، پس اينك كه برهان پروردگار را ديده است آهنگ زليخا نكرده است . در زبان عربى چنين جمله‌هايى فراوان است . « عنوان دوم » جمله « همّ بها » به معناى ظاهرىاش حمل نمىشود بلكه معناى ديگرى را نيز مىتوان براى آن برشمرد كه چنين است : 1 . همّ به معناى آهنگ كسى نمودن است و سزاوار است كه هركس را قصدكننده‌ى كارى بدانيم كه در شأن اوست ؛ پس بايد گفت كه معناى همّت به آن است كه زليخا قصد لذت بردن از يوسف را داشت ولى معناى همّ بها آن است كه يوسف قصد امر به معروف و ممانعت از كار زليخا را داشت . در معجم‌هاى لغت نيز آمده است كه همّ به يعنى به شدت از خود دور كردن . سوال ديگرى كه پيش مىآيد اين است كه اگر همّ بها به معناى دفع نمودن است پس ادامه آيه كه خداوند مىفرمايد « لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ » . چه فايده‌اى دارد ؟ در پاسخ بايد گفت كه اگر يوسف براى دفع نياز زليخا از روبه‌رو با او مواجه مىشد زليخا پيراهنش را از جلو مىدريد ولى چون پيراهنش از پشت سر دريده شد نوزادى در گهواره به اذن خداوند زبان گشود