السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

310

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

عرف ، خاله را نيز مادر خطاب مىكنند و امير مومنان درباره سرپرستى حمزه به خاله‌اش فرمود كه خاله همان مادر است . « 1 » طبرسى رحمه اللّه نيز گفته است كه يعقوب پس از وفات راحيل كه مادر بنيامين بود با خواهر راحيل ازدواج كرد . برخى نيز همچون اسحاق و جبايى گفته‌اند كه مادر يوسف و بنيامين در هنگام پادشاهى يوسف زنده بود . برخى نيز گفته‌اند كه هرچند مادر يوسف در هنگام پادشاهى يوسف از دنيا رفته بود ولى به اذن الهى از قبر سر برآورد و زنده شد و در برابر يوسف سجده نمود تا روياى يوسف تحقق يابد « 2 » . سليمان مىگويد : از امام صادق عليه السّلام پرسيدم كه آيا فرزندان يعقوب با كارى كه كردند ايمانشان را از كف دادند ؟ آن حضرت فرمودند : آرى . راوى گويد : دوباره پرسيدم كه ماجراى نافرمانى آدم چه بود ؟ آن حضرت فرمود : ماجراى آدم حكايت ديگرى است ولى درباره فرزندان يعقوب بايد گفت كه ايمان درجات و مراتبى دارد و فرزندان يعقوب با كارى كه كردند از درجه والاى ايمان تا مدتى دور شدند ولى بعدها بر اثر توبه و استغفار توانستند به ايمان والايى دست يابند . « 3 » هشام بن سالم روايت نموده است كه از امام صادق عليه السّلام پرسيدم كه اندوه يعقوب چقدر بود ؟ فرمودند : به اندازهء اندوه هفتاد مادر فرزند : مرده . سپس آن حضرت ادامه دادند : هنگامى كه يوسف وارد زندان شد جبرئيل نزد او رفت و گفت : خداوند تو و پدرت را به بلا گرفتار ساخته است و اوست كه مىتواند تو را از اين زندان نجات دهد پس از خداوند بخواه كه به حق محمد و خاندانش تو را از بند زندان برهاند . آنگاه يوسف دست به دعا برداشت و گفت : پروردگارا ، به حق محمد و خاندانش از تو مىخواهم كه گشايش كارم را شتاب دهى و از بلايى كه به آن گرفتار آمدم راحتم سازى . پس آنگاه جبرئيل گفت : اى بسيار راستگو ! مژده باد كه خداوند تا سه روز ديگر تو را از بند زندان مىرهاند

--> ( 1 ) . مجمع البيان ج 3 ص 405 . ( 2 ) . عرائس ثعلبى ص 115 و 116 . ( 3 ) . قصص الانبياء راوندى ص 129 .