السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

31

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

ابراهيم نيز كه براى پدرش [ عمويش ] طلب آمرزش كرد به خاطر عهدى بود كه با او كرده بود [ كه ايمان آورد ] » فرمود : ابراهيم به پدرش گفته بود كه اگر بت‌ها را نپرستى براى تو از درگاه خداوند طلب آمرزش مىكنم ولى چون عمويش دست از بت‌ها برنداشت ابراهيم عليه السّلام از او بيزارى جست . « 1 » مناظرهء مأمون و امام رضا عليه السّلام على بن جهم گويد : روزى مأمون مجلسى را برپا كرد و امام رضا عليه السّلام را نيز دعوت نمود . مأمون در آن مجلس به امام عليه السّلام روى نمود و گفت : اى فرزند پيامبر خدا ، آيا معتقدى كه پيامبران معصوم‌اند ؟ آن حضرت فرمود : آرى . آنگاه مأمون گفت : پس چرا خداوند دربارهء آدم عليه السّلام مىفرمايد : « وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى ؛ « 2 » و آدم از امر پروردگارش سرپيچى كرد و گمراه شد » . امام رضا عليه السّلام فرمود : خداوند به آدم عليه السّلام فرمود : « اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ ؛ [ اى آدم ] همراه همسرت در بهشت منزل گزينيد و از هرچه بخواهيد تناول كنيد ولى به اين درخت نزديك نشويد » . خداوند به خوشهء گندمى اشاره نمود و فرمود به آن نزديك نشويد كه از ستمگران خواهيد شد . خداوند به آدم و حوا نفرمود كه از آن گندم و يا از چيزى شبيه آن نخوريد بلكه تنها فرمود كه نزديك آن نشويد ؛ آدم عليه السّلام نيز نزديك آن خوشهء گندم نشد و ميوهء گياه ديگرى را خورد ؛ از سويى نيز شيطان آدم و حوا را وسوسه نمود و به خداوند سوگند خورد كه خيرخواه آنان است و آدم پيش از آن نديده بود كه كسى قسم دروغ به خداوند بخورد ، به همين جهت فريفتهء سخنان شيطان شد ؛ از همهء اينها گذشته ، هنگامى كه آدم از ميوهء درخت خورد هنوز به پيامبرى و عصمت نرسيده بود و گناه او به قدرى

--> ( 1 ) . تفسير قمى ج 1 ص 306 . ( 2 ) . سوره بقره / 35 .