مهدى عبداللهى

63

ديدارها وگفتگوهاى سيد الشهداء ( ع ) ( فارسى )

گفتند : دستور امير آمده كه تسليم فرمان او شويد يا اين كه با شما كارزار مىكنيم . عباس عليه السلام گفت شتاب نكنيد تا من برگردم و آنچه را گفتيد به ابو عبداللَّه برسانم . آنها ايستادند و گفتند : برو و او را از آنچه به تو گفتيم آگاه كن سپس برگرد و جواب او را براى ما بياور . عباس به سرعت برگشت تا خبر را به امام برساند و ليكن همراهانش ماندند و با آن گروه به سخن پرداختند . « 1 » عباس پيش امام آمد و سخن آنان را باز گفت . امام فرمود : « برگرد و اگر توانستى كار را تا فردا به تأخير انداز و امشب ايشان را از ما بازدار ، شايد امشب براى پروردگارمان نماز بخوانيم او را بخوانيم و استغفار كنيم . خدا مىداند من نماز ، تلاوت قرآن و كثرت دعا و استغفار را دوست دارم . » « 2 »

--> ( 1 ) . حبيب بن مظاهر به زهير گفت : اگر مىخواهى با اين قوم سخن بگو و اگر مىخواهى من حرف‌بزنم . زهير گفت تو خود شروع كردى پس خود حرف بزن . حبيب بن مظاهر خطاب به ايشان گفت : همانا سوگند به خدا فردا روز در پيشگاه خداوند بد مردمى هستند آنان كه ذرّيه پيامبرش و اهل بيت او و عابدان اين شهر كه شب زنده داران و يادكنندگان خداوند هستند را مىكشند . عزرة ( عروة ) بن قيس گفت : تو تا مىتوانى خود ستايى مىكنى و نفس خود را پاكيزه نشان مىدهى ، زهير گفت : اى عروة : خدا نفس او را پاكيزه گردانده و هدايت كرده است ، از خدا بترس من خير خواه تو هستم . تو را سوگند مىدهم از كسانى مباش كه گمراهان را در كشتن نفوس مطهر و اشخاص پاك يارى مىكنند . عزره گفت : اى زهير تو كه از شيعيان اين خاندان نبودى تو عثمانى بودى . زهير گفت : آيا از موقعيت كنونى من متوجه نمىشوى كه من از ايشان هستم ؟ ! سوگند به خدا من نه نامه‌اى به ايشان نوشتم و نه نماينده‌اى فرستادم و نه وعده يارى و كمك دادم . و ليكن در راه او را ديدار كرده ، رسول خدا را و منزلت حسين عليه السلام در نزد او را ياد آور شدم ، و دانستم از سوى دشمنش و حزب شما چه بر سر او مىآيد ، پس به نظرم رسيد كه او را يارى كنم ، در حزب او باشم و جان خود را فداى او كنم تا حقى را كه شما از خدا و رسول تباه كرديد حفظ نمايم . ( 2 ) . ارجع اليهم فان استطعت أن تؤخّرهم إلى غدوة و تدفعهم عند العشيّة لعلّنا نُصلّى لربّنا اللّيلة و ندعوه و نستغفره فهو يعلم أنّي قد كنت احبّ الصّلاة له و تلاوة كتابه و كثرة الدعاء والأستغفار .