مهدى عبداللهى

48

ديدارها وگفتگوهاى سيد الشهداء ( ع ) ( فارسى )

دستور داد كه تو را و پدرت را لعن كند ، امّا قيس برتو و پدرت درود فرستاد ، ابن زياد و پدرش را لعنت كرد ، مردم را به يارى تو فراخواند وايشان را از آمدن تو آگاه كرد . ابن زياد فرمان داد او را از بالاى قصر به زير انداختند . اشك در چشمان امام عليه السلام گرديد و فرو ريخت و اين آيه را قرائت فرمود : « فمنهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر و ما بدّلوا تبديلًا » ، « 1 » « برخى از آنها نذر خود ادا كرده ( به شهادت رسيدند ) و برخى در همين انتظارند و هرگز پيمان خود را تغيير ندادند . » آن گاه عرضه داشت : « خداوندا ! بهشت را براى ما و ايشان جايگاه قرار بده و ما و ايشان را در قرارگاه رحمت و پاداش نهانى و ذخيره شده خود گرد آور . » « 2 » گفتگوى طرماح با امام عليه السلام سپس طرماح پيش آمد و به امام عرضه داشت : من افراد زيادى با تو نمىبينم و اگر همين لشكر حرّ كه مراقب شما است با شما نبرد كنند كافى است در حالى كه من يك روز قبل از بيرون آمدن از كوفه : در بيرون شهر مردم بسيار زيادى را ديدم كه تا كنون چنين جمعيتى را در يك جا نديده‌ام ، پرسيدم ، گفتند : لشكرى است كه سان مىبينند تا به جنگ حسين عليه السلام فرستاده شوند . تو را به خدا سوگند مىدهم اگر مىتوانى يك وجب هم به سوى ايشان مرو . و اگر مىخواهى پناهگاهى بجويى كه خداوند تو را حفظ كند و نظر و رأى خود را بسنجى و راه چاره بيابى پس بيا تا شما را در كوه « أجاء » فرود آورم كه كوهى است ما را در برابر پادشاهان غسان ، حِمْيرَ و نُعمان بن مُنذر و

--> ( 1 ) احزاب : 23 . ( 2 ) . أللّهم اجعل لنا و لهم الجنّة نزلًا واجمع بيننا و بينهم في مستقرّ رحمتك و غائب مذخور ثوابك . الطبري : 4 / 306 .