مهدى عبداللهى

45

ديدارها وگفتگوهاى سيد الشهداء ( ع ) ( فارسى )

پسر عمويش او را مىترسانيد و مىگفت كجا مىروى كه كشته مىشوى . مرد اوسى گفت : من مىروم و مرگ براى جوانمرد عار نيست در صورتى كه نيّت او حق باشد و مخلصانه بكوشد و با مردان نيك با جان خود مساوات كند و از بدان دورى گزيند و با تبهكاران مخالفت كند پس اگر زنده بمانم پشيمان نيستم و اگر بميرم مورد سرزنش نيستم و اين ذلّت ترا بس كه زنده باشى و خوار گردى . » « 1 » وقتى حرّ اين سخن را شنيد از امام فاصله گرفت و با ياران خود در مسير ديگرى حركت كرد . امام عليه السلام نيز در مسير ديگرى به حركت ادامه داد . « 2 » خطبه امام عليه السلام در ميان اصحاب و جواب ايشان عقبة بن ابى العيزار گفته كه امام حسين عليه السلام در « ذوحسم » به پا خاست . حمد و ثناى الهى به جاى آورد سپس فرمود : « امّا بعد همانا كارى كه پيش آمده مىبينيد ، دنيا دگرگون و ناشناس شده و همچنان پيش مىرود و چيز با ارزشى از آن نمانده است مگر به مقدار آبى كه در ظرف پس از تهى كردن آن مىماند و زندگى پستى چون چراگاهى كه علفهاى آن خشك شده است .

--> ( 1 ) . أفبالموت تخوّفني و هل يعدو بكم الخطب أن تقتلوني ، و سأقول كما قال أخو الأوس لإبن عمّه و هو يريد نصرة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فخوّفه إبن عمّه و قال : أين تذهب فانك مقتول . فقال : سأمضي و ما بالموت عار على الفتى * إذا ما نوى حقاً و جاهد مسلما و آسى الرجال الصالحين بنفسه * و فارق مثبوراً و خالف مجرما فإن عشت لم أندم و إن مت لم ألم * كفى بك ذلًا أن تعيش و ترغما ( 2 ) . الارشاد : 2 / 77 - 81 .