مهدى عبداللهى
43
ديدارها وگفتگوهاى سيد الشهداء ( ع ) ( فارسى )
ظهر براى ياران خود و نيروهاى حرّ به جاى آورد و بعد از نماز رو به جمعيت كرده حمد و ثناى الهى بر زبان آورده سپس گفت : « اى مردم اگر تقوا پيشه كنيد و حق صاحب حق را بشناسيد ، خداوند از شما خشنودتر خواهد بود . و ما خاندان محمد صلّى اللّه عليه وآله به ولايت امرِ حكومت بر شما سزاوارتريم از اينهايى كه ادّعا مىكنند چيزى را كه حق ايشان نيست و در ميان شما باستم و تجاوز رفتار مىكنند . و اگر جز ناخشنودى از ما و نادانى به حق ما نظرى نداريد و اكنون رأى شما غير از آن است كه نامهها و فرستادگانتان اظهار مىكردند . من برمىگردم . » « 1 » حرّ گفت : سوگند به خدا من از اين نامهها و پيام رسانها كه ياد مىكنى خبر ندارم . امام به يكى از همراهانش فرمود : « اى عقبة بن سمعان آن خرجين را كه نامهها در آن است بيرون آر » ، « 2 » پس خرجينى كه هر دو طرف آن پر از نامه بود بيرون آورد و در مقابل حرّ ريخته شد . حرّ گفت : ما از اين افرادى كه براى تو نامه نوشتهاند نيستيم ، و ما مأموريت داريم وقتى با تو برخورد كرديم از تو جدا نشويم تا شما را در كوفه پيش عبيداللَّه بن زياد ببريم . امام حسين عليه السلام فرمود : « مرگ به تو نزديكتر از اين امر است . » « 3 » سپس به يارانش فرمود : « برخيزيد و سوار شويد . » « 4 » اصحاب سوار شدند و حضرت انتظار كشيد تا زنها نيز سوار شدند . آن گاه به همراهانش فرمود : « برگرديد . »
--> ( 1 ) . أمّا بعد ، أيّها الناس فإنّكم إن تتقوا اللّه و تعرفوا الحقّ لأهله يكن أرضى للّه عنكم و نحن اهل بيت محمّد أولى بولاية هذا الامر عليكم من هؤلاء المدّعين ما ليس لهم والسائرين فيكم بالجور والعدوان ، و إن أبيتم إلّاالكراهة لنا والجهل بحقّنا و كان رأيكم الآن غير ما أتتني به كتبتم و قدِمَت عليّ به رسلكم انصرفت عنكم . ( 2 ) . يا عقبة بن سمعان أخرج الخرجين الّذين فيهما كتبهم إليّ . ( 3 ) . الموت أدنى إليك من ذلك . ( 4 ) . قوموا فاركبوا .