مهدى عبداللهى

20

ديدارها وگفتگوهاى سيد الشهداء ( ع ) ( فارسى )

آن گاه نامه را پيچيد و مهر كرد و به برادرش محمّد بن حنفيه سپرد و با او وداع كرد و نيمه شب از شهر مدينه خارج شد . « 1 » ملاقات امام و عبداللَّه بن مطيع وقتى كه امام حسين عليه السلام از مدينه به سوى مكه حركت كرد در مسير با عبداللَّه بن مطيع برخورد كرد . عبداللَّه گفت : فدايت شوم عزم كجا دارى ؟ فرمود : امّا اكنون به سوى مكه مىروم و سپس از خداوند طلب خير مىكنم . « 2 » عبداللَّه گفت : خداوند خير برايت پيش آورد و ما را فداى تو گرداند . چون به مكه رسيدى بر حذر باش از اين كه نزديك كوفه شوى زيرا آنجا سرزمين نامباركى است كه پدرت در آنجا كشته شد و برادرت بى ياور ماند و مورد سوء قصد قرار گرفت كه نزديك بود جانش را از دست بدهد ، ملازم حرم الهى باش چرا كه تو سرور عرب هستى و اهل حجاز جايگزينى براى تو نمىيابند و مردم از هر سو به تو روى مىآورند ، عمو و دايى ام فداى تو باد از حرم جدا مشو ، سوگند به خدا اگر تو كشته شوى بعد از تو همه ما به بردگى كشيده مىشويم .

--> ( 1 ) . بحارالانوار : 44 / 329 . ( 2 ) . امّا الأن فمكّة و امّا بعد فإنّي أستخير اللّه .