مهدى عبداللهى
99
هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )
همين طور ناراحت بودم تا پيشتازان آنها آشكار شدند و من شروع كردم به شمردن آنها تعدادشان 999 نفر شد و ديگر كسى نيامد . گفتم « إنّا للّه وإنّا اليه راجعون » چرا حضرت اين سخن را گفت ؟ در همين فكر بودم ديدم يك نفر ديگر آمد . نزديك شد . مردى بود با لباس پشمينه كه شمشير ، سپر و ظرف آبى به همراه داشت . او نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آمد و گفت : دستت را بگشا تا با تو بيعت كنم . على عليه السلام فرمود : بر چه مبنايى با من بيعت مىكنى ؟ گفت : بر شنيدن ، فرمانبردارى و نبرد در پيشگاه تو تا پاى جان يا تا هنگامى كه خداوند پيروزى را نصيبت فرمايد . حضرت فرمود : اسمت چيست ؟ گفت : « اوَيس » « 1 » ، فرمود : تو « اويس قرنى » هستى ؟ عرض كرد : بلى ، اميرالمؤمنين گفت : اللّه اكبر ! حبيبم رسول خدا صلى الله عليه و آله خبر داد كه من با مردى از امّتش به نام اويس قرنى ملاقات خواهم كرد كه از حزب خدا و رسولش به شمار آمده و پايان عمرش به شهادت ختم مىگردد وعدّهء زيادى به
--> ( 1 ) - اوَيس قرنى : از كسانى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله اهل بهشت بودن آنها راگواهى كرده است . او موفّق به ديدار پيامبر صلى الله عليه و آله نشد ولى همراه اميرالمؤمنين عليه السلام در صفين شركت كرد و در همان جنگ به شهادت رسيد . سفينة البحار : 1 / 53 . .