مهدى عبداللهى
31
هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )
اميرالمؤمنين شما را عادت بر اين است كه هر چه هست ميان مردم تقسيم مىكنى و من اينها را براى شما اندوختهام . على عليه السلام گفت : اگر آتشى فراوان به خانه من مىافكندى از اين خوشتر مىداشتم . آن گاه شمشير بركشيد و بر آن جوالها زد ، جامها به اطراف پراكنده شدند ، در حالى كه از هر يك نيمى يا ثلثى بريده شده بود . سپس فرمان داد كه آنها را تقسيم كنند و شروع كرد به خواندن اين شعر : هذا جناى وخياره فيه * اذ كلّ جان يده الى فيه « 1 » آن گاه فرمود : اى سيم سپيد ، ديگرى جز مرا بفريب ؛ و اى طلاى زرد ديگرى جز مرا بفريب . در بيتالمال چند سوزن بزرگ و كوچك بود ، گفت : اينها را هم تقسيم كنيد . مردم گفتند ما را نيازى به آنها نيست . على عليه السلام گفت : سوگند به آن كه جانم به دست اوست ، بايد بد و خوبش را با هم بستانيد « 2 » .
--> ( 1 ) - اين دستچين من است كه خوب و بدش با هم است ، در حالى كه ديگر چينندگان دستشان به دهانشان بود و خوبهايش را مىخوردند . ( 2 ) - الغارات : 55 . .