مهدى عبداللهى

257

هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )

زمانى كه « كسرى » فرزند « هرمز » به پادشاهى رسيد . او ثروت و مال را مقدّم داشت و با پيشينيان به مخالفت برخاست . آنچه به نفع مردم بود خراب كرد و آنچه به نفع خودش بود آباد نمود ، و مردم را سبك شمرد و كينه فارسيان را برانگيخت تا اين كه بر ضد او شورش كردند واو را كشتند در نتيجه زنانش بيوه و اولادش يتيم شدند . حضرت فرمود : اى نرسا ، خداوند خلق را به حق آفريد و از كسى جز به حق خشنود نمىشود . هيچ كشورى بدون تدبير پا برجا نمىماند ، و از وجود امير و حاكم گزيرى نيست ، و كارهاى ما تا زمانى هماهنگ و به سامان است كه پسينيان ما از پيشينيان ما بدگويى نكنند . پس چون تازه به دوران رسيده‌ها با سابقه‌دارها مخالفت كرده و فساد آفريدند ، هم خود هلاك مىشوند و هم ديگران را به هلاكت مىكشانند . سپس حضرت ، اميران ايشان را مشخص و معيّن فرمود « 1 » .

--> ( 1 ) - وقعه صفين : 14 . .