مهدى عبداللهى
212
هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )
با جسد « طلحه » نيز چنين سخن گفت . يكى از قاريان به آن حضرت گفت : اين سخنان چيست ؟ اين مغزها از كار افتاده است ، نه سخنى مىشنوند و نه جوابى مىگويند . حضرت فرمود : به خدا سوگند اين دو ، سخن مرا شنيدند چنان كه اصحاب قليب ( چاه بدر ) كلام رسول خدا را شنيدند ، و اگر اجازه سخن داشتند چيز عجيبى مشاهده مىكردى . سپس به جنازه « معبد » فرزند مقداد كه در ميان كشتگان دشمن بود عبور كرد وفرمود : خدا پدرش را بيامرزد . رأى او درباره ما بهتر از نظر اين پسر بود . عمّار گفت : حمد خدا را كه او را انداخت و گونهاش را بر زمين نهاد . به خدا قسم يا اميرالمؤمنين براى ما مهم نيست چه كسى با حقّ عناد مىورزد ، پسر يا پدر . حضرت فرمود : اى عمّار خدا ترا بيامرزد و جزاى خير دهد « 1 » .
--> ( 1 ) - الجمل : 392 . .