مهدى عبداللهى

185

هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )

خدا صلى الله عليه و آله به من و تو فرمود يادآور شوم . آيا به خاطر دارى روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله تو راديد كه با من معانقه مىكردى ، پس به تو فرمود : آيا او را دوست دارى ؟ و تو گفتى چرا دوست نداشته باشم ، او برادرم و پسر دايىام مىباشد . آن گاه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : همانا تو با او ستيز خواهى كرد در حالى كه ستمگرى ! زبير گفت : إنّا لِلَّهِ وَإِنَّا إلَيْهِ راجِعُونَ به يادم آوردى آنچه را روزگار از خاطرم برده بود . پس به حالت پشيمانى و سكوت به سوى يارانش بازگشت . اميرالمؤمنين نيز خوشحال و مسرور به سوى اصحاب بازآمد . يارانش گفتند : يااميرالمؤمنين بدون زره و سلاح مقابل زبير كه پوشيده از سلاح است و تو شجاعت او را مىدانى قرار مىگيرى ؟ حضرت فرمود : او قاتل من نيست . مرا مردى گمنام از خاندانى پست و حقير غافلگيرانه ، در غير ميدان جنگ و آوردگاه مردان ، خواهد كشت « 1 » .

--> ( 1 ) - نهج‌السعادة : 1 / 308 . .