السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )

38

مردان رحمت شده و مردان نفرين شده ( فارسى )

اين جوان . پيوسته اين سخنان را مىگفت و در حالى كه مىگريست - و خاك بر سر خود مىريخت - به مناجات خود با پروردگار ادامه مىداد . در اين هنگام حيوانات و درندگانى كه در اطراف او بودند دور او جمع شدند و پرندگان در بالاى سر او بالهاى خود را گسترانده و در كنار هم قرار گرفته بودند . و آن حيوانات و پرندگان از گريهء اين جوان مىگريستند . در اين هنگام پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به او نزديك شد و دستان او را از گردنش باز نمود و خاكهايى كه بر سر آن جوان بود زدود . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : - اى بهلول - بر تو بشارت باد . زيرا تو از آتش جهنّم آزاد گشته‌اى و خداوند عزّ وجلّ توبهء تو را پذيرفته است . آنگاه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رو به اصحاب خود نموده و فرمود : اين گونه از گناه خود توبه نمائيد . سپس آن حضرت صلى الله عليه و آله آياتى را كه به ايشان وحى شده بود . براى آن جوان تلاوت نموده و او را به بهشت بشارت دادند .