السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )
88
فرزندان رحمت شده و فرزندان نفرين شده ( فارسى )
اين جوان حاضر نشد - براى برداشتن كليد - پدر خود را از خواب بيدار كند . و بدين ترتيب اين معامله را بهم زد . و از سود زيادى كه در اين معامله نصيب او مىشد صرفنظر نمود . وقتى پدر او از خواب بيدار شد . و از جريان مطّلع گشت . به پسر خود گفت : آفرين بر تو باد . من در مقابل اين نيكى تو . گاوى را كه دارم به تو مىدهم . و اميدوارم وجود اين گاو بتواند سودى را كه در آن معامله از دست دادى جبران نمايد . و در سورهء مباركهء بقره به اين قصّه مفصّلًا اشاره شده است . و علّت نامگذارى اين سوره به بقره . ذكر اين قصّه در آن مىباشد .