السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )

115

فرزندان رحمت شده و فرزندان نفرين شده ( فارسى )

آن مؤمنين نيز در اين مورد كوتاهى نكرده و براى رهايى فرزندم دعا مىكردند . مدتى بر اين منوال گذشت . غم من از دورى فرزندم بيشتر شد . و ناراحتيم افزون گشت . و روز به روز دل‌تنگتر مىشدم . به حدّى كه از آمدن او نااميد گشتم . روزى به نزد امام صادق عليه السلام رفتم . و بخاطر كسالتى كه آن حضرت عليه السلام داشت از ايشان عيادت نمودم . و هنگامى كه خواستم از نزد ايشان مرخص گردم . آن حضرت از احوال فرزندم داود از من جويا شدند ؟ هنگامى كه امام صادق عليه السلام از احوال فرزندم سؤال كردند . من گريستم . و به امام صادق عليه السلام گفتم : - اى مولاى من - از داود هيچ خبرى ندارم . و نگران حال او هستم .