السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )
39
حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى )
آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله ماجراى آهو را براى آنها بازگو نمود . آنها به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتند : ما اين آهو را به شما بخشيديم . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله آن آهو را آزاد كرد . و پس از آنكه آهو آزاد شد به زبان خود گفت : اشهد أن لا إله الّا اللَّه و اشهد أنّ محمّداً رسول اللَّه « 1 » . 13 - امّ سلمه گفت : روزى پيامبر صلى الله عليه و آله در صحرا مشغول قدم زدن بود . حضرت صدايى را شنيد كه مىگفت : - يا رسول اللَّه - . ايشان به اطراف نگاه كرد اما صاحب آن صدا را نديد . سپس حضرت متوجه شد كه اين صدا از آهويى است كه با طناب به جايى بسته شده است . آنگاه آهو به ايشان گفت : - يا رسول اللَّه - نزديك من بيا . حضرت خود را به آهو رساند و فرمود : خواستهء تو چيست ؟ آهو گفت : من دو فرزند كوچك دارم كه در دامنهء آن كوه هستند . از شما مىخواهم كه مرا باز كنيد تا به نزدشان بروم و به آنها شير بدهم . سپس به نزد شما برمىگردم . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : آيا ( واقعاً ) برمىگردى ؟ آهو گفت : بله . برمىگردم . و خداوند مرا عذاب كند اگر برنگردم . آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله آهو را رها نمود .
--> ( 1 ) - قال جابر : ( لقد ) ( 1 ) تكلّمت ظبية اصطادها قوم من الصحابة فشدّوها إلى جانب رحلهم . ف مرّ النبيّ صلى الله عليه و آله . فنادته : - يا نبيّ اللَّه يا رسول اللَّه - . فقال صلى الله عليه و آله : - أيّتها النجداء - ما شأنك ؟ قالت : إنّي حافل - و لي خشفان - فخلّني حتّى أرضعهما و أعود . فأطلقها صلى الله عليه و آله . ثمّ مضى . فلمّا رجع إذا الظبية قائمة . فجعل النبيّ صلى الله عليه و آله يوثّقها . ف حسّ أهل الرحل به . فحدّثهم بحديثها . فقالوا : هي لك . فأطلقها . فتكلّمت بالشهادتين ( الخرائج ج 2 ص 523 و بحارالأنوار ج 17 ص 413 ) . 1 ) ما بين القوسين لم يذكر في الخرائج .