السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )
230
حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى )
آنگاه حضرت سر خود را به طرف گرگ برگرداند . و گرگ با زبانى كه شناخته شده نبود با حضرت سخن گفت . و حضرت نيز با همان زبان جوابش را داد . سپس گرگ در حالى كه مىدويد از راهى كه آمده بود برگشت . عدهاى از اصحاب به حضرت گفتند : چيز عجيبى از شما ديديم ؟ ! حضرت فرمود : اين گرگ به من خبر داد كه همسرش در ميان غارى زندگى مىكند . و وقت زايمانش فرا رسيده است و برايش نگران است . و از من درخواست نمود تا برايش دعا كنم و از خداوند بخواهم كه زايمانش را آسان نمايد و از اين مشكل رها گردد . و خداوند . نوزادش را تولهء نرى قرار دهد . من نيز برايش دعا كردم . سپس امام صادق عليه السلام و همراهانى كه با ايشان بودند به طرف باغ رفتند . و پس از گذشت چند روز كه در آن باغ بودند امام صادق عليه السلام به اصحاب خود فرمود : امروز براى آن گرگ فرزند نرى به دنيا آمد . راوى گفت : ما بهمراه حضرت به مدت يك ماه در آن باغ بوديم . سپس با هم برگشتيم . هنگام بازگشت - در ميان راه - با آن گرگ و همسر و تولهاش روبرو شديم . پس از اينكه آنها ما را ديدند بنزد حضرت آمدند و به زبان خود با ايشان سخن گفتند . و حضرت با همان زبان جواب آنها را داد . و اصحاب مشاهده كردند كه نوزاد آن گرگ نر مىباشد . و دانستند كه سخن حضرت در بارهء آن گرگ صحيح بوده است . سپس امام صادق عليه السلام به اصحاب خود فرمود : آيا دانستيد كه اين گرگها چه گفتند ؟ اصحاب به حضرت گفتند : نمىدانيم . حضرت فرمود : آنها براى من و شما دعا كردند و از خداوند خواستند تا اين