السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )
219
حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى )
كشتن بىجهت كبوتر 190 - ابو حمزهء ثمالى رحمه الله گفت : در كوفه پسرِ دخترم چند كبوتر داشت . روزى در حالى كه خشمگين بودم آنها را كشتم . سپس به سوى مكّه رفتم و قبل از طلوع آفتاب بر امام باقر عليه السلام وارد شدم . پس از آنكه آفتاب طلوع كرد ديدم كه در خانهء حضرت كبوترهاى زيادى وجود دارد . سپس با خود گفتم : سؤالهايم را از آن حضرت مىپرسم و پاسخ ايشان را مىنويسم . اما همچنان دل نگران كشتن بى جهت آن كبوترها بودم . و با خود گفتم : اگر در نگهدارى كبوتر خيرى نبود امام باقر عليه السلام آنها را در منزل خود نگهدارى نمىكرد . در اين هنگام حضرت به من فرمود : - اى ابوحمزه - تو را چه مىشود ؟ گفتم : - اى فرزند رسول خدا - ( چيزى نيست ) خير است . حضرت فرمود : اما دل تو در جاى ديگرى بود . گفتم : آرى - به خدا سوگند - همانطور است كه شما مىفرماييد . سپس ماجراى كشتن آن كبوتران را براى حضرت بازگو نمودم . و به حضرت گفتم : اينك از وجود اين همه كبوتر در خانهء شما تعجب مىكنم . آنگاه امام باقر عليه السلام ( در بارهء كارى كه كردهام ) فرمود : - اى ابوحمزه - كار بدى كردهاى . آيا نمىدانى كه چنانچه بعضى از موجودات زمينى بخواهند به كودكان ما آسيبى برسانند . بال زدن كبوترها آن آسيب را از آنها دفع مىكند ؟ ! و كبوتران . رسيدن وقت نماز را در آخر هر شب اعلام مىكنند . اينك در ازاى هر كبوترى كه كشتهاى يك دينار صدقه بده .