السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )

128

حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى )

سپس شتر از آن مرد خريدارى شد و به تملّك پيامبر صلى الله عليه و آله درآمد « 1 » . در يكى از شبها اين شتر به حجرهء پيامبر صلى الله عليه و آله آمد . و حضرت در حقّ آن دعا كرد و فرمود : خداوند بركت را در وجودت قرار دهد . آنگاه شتر به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : من داراى فرزند و نوه مىباشم . روزى پس از آنكه شخصى مىخواست مرا - براى كار كردن - از صاحبم عاريه بگيرد فرار كردم و به طرف بيابان و علفزار رهسپار شدم . هنگاميكه در بيابان به چرا مشغول بودم گياهان مرا به سوى خود مىخواندند و درّندِگان فرياد مىزدند و مىگفتند : اين شتر مال محمّد مىباشد . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله به آن فرمود : اسم صاحب تو چه بود ؟ شتر گفت : عضبا . آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله آن شتر را عضباء نامگذارى كرد . عمر گفت : هنگاميكه وقت وفات پيامبر صلى الله عليه و آله فرا رسيد آن شتر به حضرت گفت : سفارش مرا - پس از رحلت - به چه شخصى مىنمائيد ؟ حضرت فرمود : - اى عضباء - خداوند بركت را در وجودت قرار دهد . تو براى دخترم فاطمه هستى . او در دنيا و آخرت بر تو سوار مىشود . و پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله آن شتر به نزد حضرت فاطمه عليها السلام آمد و گفت : سلام بر تو - اى دختر پيامبر - اينك وقت آن رسيده است كه از دنيا بروم .

--> ( 1 ) - حضرت صلى الله عليه و آله بدينوسيله به آن مرد - كه ظاهراً بىبضاعت بود - كمك و يارى نمود و شترى را كه او در راه خدا به فقرا داده بود از وى خريدارى كرد . سپس بهاى آن شتر بين فقرا تقسيم شد تا بدين وسيلهء خواستهء آن مرد نيز برآورده گردد و ثواب صدقه دادن در نامهء عمل او نوشته شود .