السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : اسماعيلى )
212
بايدها و نبايدها در رفتار و كردار قضات ( فارسى )
آن قاضى گفت : من بهتر از برادرم شخص ديگرى را براى اين كار سراغ ندارم . آن پادشاه از برادر اين قاضى دعوت نموده و از وى خواست تا براى انجام مأموريت راهى سفر گردد . سپس آن مرد به برادر خود گفت : من خوش ندارم بخاطر اين مأموريت همسرم را تنها بگذارم و او را ضايع سازم . اگر ممكن است از پادشاه بخواه تا شخص ديگرى را براى اين مأموريت به سفر بفرستد . اما آن قاضى به برادر خود گفت : لازم است كه تو به اين سفر به روى و اين مأموريت را انجام دهى و پادشاه به غير از تو به شخص ديگرى اعتماد ندارد . هنگامى كه آن مرد دانست كه چارهاى جز رفتن به اين سفر ندارد . رو به برادر خود كرده و به او گفت : - اى برادر - من در زندگى چيزى مهمتر از همسرم ندارم .