السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : اسماعيلى )
164
بايدها و نبايدها در رفتار و كردار قضات ( فارسى )
321 - روزى مردى به نزد امير المؤمنين عليه السلام آمده و از ايشان در بارهء مسألهاى پرسش نمود . امير المؤمنين عليه السلام بىدرنگ وارد خانهء خود شده و سپس از خانه خارج گشته و فرمودند : آن مردى كه پرسشى از من داشت كجاست ؟ آن مرد در جواب گفت : من اينجا هستم - اى امير المؤمنين - . سپس حضرت فرمود : مسألهء تو چه بود ؟ بگو تا جوابت را بدهم . آن مرد مسألهء خود را از امير المؤمنين عليه السلام پرسش نموده و آن حضرت نيز جواب لازم را به او دادند . در اين هنگام عدهاى به امير المؤمنين عليه السلام گفتند : قبلًا هرگاه از شما سؤالى مىشد بىدرنگ همان لحظه جواب مسأله را مىفرموديد . اما چه شد كه امروز وقتى اين مرد از شما پرسشى نمود . شما به منزل خود رفته و پس از بيرون آمدن از منزل جواب پرسش او را داديد ؟ امير المؤمنين عليه السلام فرمود : زيرا وقتى كه اين مرد از من پرسش نمود من محصور بودم . و نبايد شخص در حالى كه محصور است - و يا كفش تنگ پوشيده است - نسبت به مسألهاى رأى بدهد و اظهار نظر نمايد « 1 » .
--> ( 1 ) - عن أبي الأسود : أنّ رجلًا سأل أمير المؤمنين عليّ بن أبي طالب عليه السلام عن سؤال . فبادر عليه السلام فدخل منزله . ثمّ خرج . فقال عليه السلام : أين السائل ؟ فقال الرجل : ها أنا ذا - يا أمير المؤمنين - . قال عليه السلام : ما مسألتك ؟ قال : كيت و كيت . فأجابه عليه السلام عن سؤاله . فقيل : - يا أمير المؤمنين - كنّا عهدناك إذا سُئلت عن المسألة . كنت فيها كالسكّة المحماة جواباً فما بالك أبطأت اليوم عن جواب هذا الرجل حتّى دخلت الحجرة ثمّ خرجت فأجبته ؟ -