الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

303

الغدير ( فارسي )

9 - براء بن عازب مىگويد : « رسول خدا ( ص ) در عيد قربان بىاذان و اقامه نماز خواند . » ( 1 ) 10 - ابو رافع مىگويد : « پيامبر ( ص ) پياده براى نماز عيد مىرفت بىاذان و اقامه ، » ( 2 ) 11 - عطاء مىگويد : « ابن عباس به ابن زبير - ابتدائى كه براى او بيعت گرفته شده بود - پيغام فرستاد كه براى نماز عيد فطر اذان گفته نمىشد بنابر اين تو هم براى آن اذان نگو . و در آن روز ابن زبير براى نماز عيد اذان نگفت . » ( 3 ) اين شريعت خدا است و دستورى كه براى نماز عيدين داده ، و در دورهء پيامبر ( ص ) به عمل درآمده و نيز در دورهء ابو بكر و عمر و پس از آن ادامه يافته تا آنكه اين موجود منافق بدعتش را پديد آورده و چيزى در دين وارد كرده كه از دين و شريعت نيست ، و بديهى است كه سرنوشت او و كار بدعت آميزش و هر كه به آن عمل كرده در افتادن به دوزخ است ، و امت برستاخيز روزگارى سياه از اثر بدعتگزارى معاويه خواهد داشت همانسان كه از دست وى در دنيا تيره بخت بوده است . چه خليفه اى است اين كه براى قوم خويش در دنيا و آخرت تيره بختى و بدحالى ببار مىآورد ! اين بدعتش مثل ديگر بدعتهايش حكايت از آن مىكند كه شريعت و احكام دين را به چيزى نمىشمرد ، و به تعاليم و سنن آن پايبند نبوده است و هر جور كه دلش مىخواسته و با تمنيات و تمايلاتش جور مىآمده عمل مىكرده و باكى از اين نداشته كه كارش با سنت و دين مطابقت مىنمايد يا نه . مثلا پنداشته اگر پيش از نماز عيد اذان بگويند تشويق به اجتماع و وحدت صفوف شده و شكوه و رونقى بيشتر به نماز عيد داده است ، و از ياد برده و ندانسته كه دين خدا و احكامش را با چنين ملاكها و قياسها نمىسنجند و بنياد احكام را مصالح و حكمتهائى تشكيل مىدهد كه جز خدا كسى از آن آگاه نيست ، و اگر در اذان گفتن پيش از نماز عيد مصلحت و حكمتى

--> ( 1 ) - بنابر « فتح البارى » 2 / 362 و « نيل الاوطار » 3 / 363 طبرانى در كتاب « اوسط » ثبت كرده است . ( 2 ) - چنان كه در « نيل الاوطار » 3 / 364 آمده اين را طبرانى در « الكبير » ثبت كرده است . ( 3 ) - صحيح مسلم 3 / 19 - صحيح بخارى 2 / 111 .